هوالشاهدکتاب نور الدین پسر ایران را هم بخوانید این پیشنهاد من به شما نیست این یک توصیه تاکیدی است به شمایی که می خواهید با حقیقت دفاع آشنا شوید.
نورالدین پسر ایران خاطره ای است در مورد برهه ای از تاریخ زندگانی جوان مردانی که مردانه پای نظام و مملکت و دین و وطن خویش ایستادند و حتی از جان خود در مسیر هدفشان مضایقه نکردند.
سید نورالدین عافی (حفظه ا...)از اوایل دفاع در جبهه های حق علیه باطل حضور داشته و تا آخرین ثانیه ها مردانه ایستاده است و تمام خاطراتش را جامع و کامل و جزءبه جزء بیان نموده و حقاًکه نویسنده و محقق کتاب سر کار خانم معصومه سپهری در نگارش کتاب خوش سلیقگی به خرج داده اند که همین چیز ها کتاب را از باقی خاطره ها مجزا می کند و برتری می بخشد.
نکته جالب و قالب توجه اینست که سید نورالدین عافی بارها و بارها در جبهه های دفاع مجروح می شود و از سوختن کل بدن شروع می کند و تا از دست رفتن بینایی و زیبایی چهره و عدم توان نفس کشیدن پیش می رود و به قول خودش بیست و چند بار عمل می شود ولی بازهم دست از جبهه نمی کشد و تا آخرین روزها مدافعانه پای مملکتش می ایستد .
در جایی از کتاب نورالدین گفته است نمی دانم خدا مرا برای چه نگه داشت ،من به او پاسخ می دهم خدا حافظه قوی نورالدین را حفظ کرد و او را نگه داشت تا نورالدین عافی با جانبازی ۷۰٪ رسالت دیگری داشته باشد و خاطرات ۸۰ ماه حضورش در جبهه را برای ما جوانانی که دفاع را ندیده ایم بیان کند.
تنها ایرادی که به نظرم این کتاب دارد این است که ای کاش فصلی برای درد و دل با جوان امروزی در کتاب گنجانده شده بود تا ما جوان ها درد و دل مردان مدافعمان را بدانیم و وظیفه خویش را بهتر بفهمیم.
حتما حتما حتما این کتاب را بخوانید که مهر تاییدی است بر هشت سال دفاع .
این یک پیشنهاد نیست یک توصیه تاکیدی است.

تصویر سید نورالدین عافی به همراه کتاب ارزشمندش
..............................................................................
بعدا نوشت:
۱-قبل از اینکه کتاب را بخوانم علاقه ای به مطالعه اش نداشتم زیرا چند کتاب اینچنینی را که قبلا خوانده بودم به دلم ننشسته بود و آنها را چیزی جز تملق گویی فرد خاصی نیافته بودم و به همین خاطر این کتاب را نخریدم .ولی وقتی عکس های آخر کتاب را دیدم حسی در من مرا مجبور ساخت که حتما این کتاب را بخوانم و بفهمم که حقیقت ماجرا چه بوده است و در پایان از تصمیمم پشیمان نشدم..
۲-این کتاب ارزشمند را دکتر فرجعلی بیانی دوست بزرگوار و شوهر عمه عزیزم به بنده امانت دادند که بدینوسیله از ایشان تشکر می کنم.
