نشت نشاء

میراث آلبرتا را ببین.

اول یک اش بعد دو اش را .

یک اش را ندیدی ندیدی.

ولی حتما میراث آلبرتا ۲ را ببین.

 

 

کاری هم نداشته باش کارگردانش یک آقا زاده است زیرا حسین شمقدری فراتر از پدرش در این مستند ظاهر می شود.

 

..............................................

بعدا نوشت:

می خواستم این مستند رو تحلیل کنم ولی فعلا تجلیلش می کنم وتا وقتی خودم موضوع مورد بحث مستند رو لمس نکردم به خودم حق اظهار نظر نمی دم.

آدرس صفحه خرید میراث آلبرتا ۲ فقط ۲۵۰۰ تومان:http://mirasealberta2.ir/

از آنچه خوانده ام 10 (گفت و گوی چهار جانبه)

هوالحق

شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که چرا پایا  بخش -از آنچه خوانده ام - اش را به روز نمی کند؟شاید پیش خود گفته اید که به خاطر کنکور مطالعه آزاد ندارد.شاید گفته باشید حال مطالعه آزاد  نداردو شاید های دیگر

خیر .من اگر خدایی ناکرده از آسمان سنگ ببارد دست از مطالعه آزاد بر نخواهم داشت.

به روز نشدن بخش -از آنچه خوانده ام - وبم برای این است که فعلا مشغول مطالعه رمان ۱۰ جلدی کلیدر محمود دولت آبادی هستم و فکر کنم حالا حالا ها تمام نشود مخصوصا که مطالعه ام محدود شده به ۱ ساعت قبل از خواب آن هم در رخت خواب.

اما اصل مطلب:جای شما خالی هفته پیش رفته بودم تبریز.شهر بسیار زیبا و دیدنی ای است.مردمان مهمان نواز و بزرگواری دارد که مهمان نوازی شان عجیب و بی مثال است.

در مسیر بازگشت زیارتی هم از عمه بزرگوارم حضرت فاطمه معصومه(س) کردم.در کتابفروشی حرم که داشتم گشتی می زدم.کتابی را دیدم بسیار قابل توجه به نام گفت و گوی چهار جانبه  به انتشار انتشارات صدرا.

گفت و گوی چهار جانبه

سخن رانی چهار استاد .استاد شهید آیت الله مطهری-مقام معظم رهبری-استاد فخر الدین حجازی و دکتر علی شریعتی.

با ۵۴ صفحه.همان جا داخل حرم  روبروی کتاب فروشی و درب شماره ۱۷ نشستم و کتاب را خواندم.

کتابی بسیار خواندنی است. کتاب شامل چهار سخنرانی از چهار سخنران در مجلسی است که در حدود سال ۱۳۵۵ هجری شمسی در تهران برگزار شده است.

سخنران اول دکتر شریعتی است که سوالی بسیار عمیق مطرح می کنند که نشان دهنده عمق نگاه  درد شناس و جامعه شناس استاد است.

در پایان سخنرانی استاد شریعتی آمده است:

((بنابر این این سوال مطرح است که حالا که این نسل جوان در چنین شرایطی یعنی فقر فکری ،فقر کتاب،فقر محیط،فقر جو و اصلا فقر هر منبعی و هر سرچشمه ای که برای او الهام بخش ایمان یا الهام بخش اندیشه باشد،و از طرفی غنا و وفور همه جانبه و حاکم فکری که از یک سو می آید و فسادی که از سوی دیگر و هر جوانی یا یک تیپ لش است که به دامن دامهای استعمار می افتد یا یک تیپ مسئول و خود آگاه جدی و عزیر و انسان است که به دامن ایدئولوژی  ای که بیگانه با ماست می افتد،چگونه این نسل بین این دو دریا و این دو عدم خودش را حفظ کند؟چکار کند؟.....چه برنامه ای به این بچه می شود داد که الان در شرایط فعلی در خارج یا در داخل بر اساس آن برنامه یک صیانت  فکری،ذاتی لااقل برای خودش پیدا کند))

 و سه پاسخ از سه سخنران دیگر مطرح می شود که ویژگی های فکری هر یک از سخنرانان را آشکار می سازد که مسلما باید به دنبال پاسخی حاکی از نکته سنجی و انحراف شناسی و استقامت رای از شهید مطهری باشیم.

این کتاب را حتما بخوانید .خیلی هم وقت گیر نیست.فوق فوقش ۱ ساعت طول بکشد.

............

اگر اینجا  کلیک کنید می توانید کتاب را به صورت آنلاین بخرید.

 

بسیار سفر باید .....

روزنامه جام جم  مصاحبه ای کرده است با اولین راهنمای دختر تورهای ماجراجویانه در ایران هما داوری

نکات قابل توجه ای در این مصاحبه گفته شده که به درد منی که می خواهم فردا بروم سفر یک هفته ای می خورد.

شما هم اگر قصد سفر دارید از لینک زیر بخوانیدش.

امید که کمی خوش سفرتر شویم.

لینک:چگونه نقش سفر را در زندگی باور ‌کنیم؟

گوش و چشممان را در مقابل برادر مسلمانمان تکذیب کنیم.

حضرت امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:

 گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن حتی اگر پنجاه نفر قسم خوردند که او کاری کرده و او بگوید نکرده ام از او قبول کن و از آنها نپذیر ، هرگز چیزی که مایه عیب و ننگ اوست و شخصیتش را از بین می برد در جامعه منتشر نکن که از آنها خواهی بود که خدا در موردشان فرموده:

إِنَّ الَّذِینَ یحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ .

 کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مۆمنان پخش شود عذاب دردناکی در دنیا و آخرت دارند

اخیرا  آیت ا... هاشمی رفسنجانی  در شهر سوادکوه سخنرانی ای  کرده اند .

رجا و خبرگزاری دانشجو و... خبر پراکنی کرده اند که هاشمی گفته است .حکومت سوریه عامل بمباران شیمیایی است.

بعدش سخنران دفتر آیت ا...  هاشمی  رفسنجانی مصاحبه  کرده و این خبر را تکذیب.سایت خود آیت ا... هم این خبر را تکذیب کرده است.حالا اینها ول کن معامله نیستند.

من به سایت های رجا و دانشجو و تمام طرفدارنشان توصیه می کنم حدیث ارزشمند امام موسی کاظم (ع) را بخوانند و گوش و جشم خود را در مقابل برادر مسلمانشان تکذیب کنند.

.............

این لینک را هم ببینید.

http://hashemirafsanjani.ir/content/سخنان-منتشر-نشده-هاشمی-درباره-سوریه

نقد اول به از دشت اول.

هوالناظر

بالاخره یکی پیدا شد تو ی این دنیای  نارفیق.رفیق شود و نقی را بخواند و نقدش کند که چقدر من نقد ها را دوست دارم.شاید  کمکی شود برای بهتر نوشتن و بهتر شدن .انشاا...

حالا این نقد اول را می گذارم در ادامه مطلب تا جای بیشتری باشد برای باقی نقدها تا بگذارمشان در ادامه نقد اول.

و این بدان معناست که ای رفیقان آستین بالا بزنید و هر جور شده نقی را در شهرتان بیابید  و نقدش کنید تا دلمان کمی خنک شود.

اگر خدا بخواهد و علیرضا شیرازی گذاشت و از بلاگفا به بیان یا همان blog.ir مهاجرت کردم این بخش را تر و تمیز تر تقدیمتان می کنم.

دم تمام منتقدان مخصوصا امیر مسعود خان گرم.

..........

راستی از تمام مطالبی که در باره نقی در وبلاگ ها یتان می نویسید عجیب استقبال خواهیم کرد.

ادامه نوشته

نقی روانه بازار شد.

حسبی الله

 

نشر ارسطو  رمان نقی اولین اثر سید مرتضی میرعزآبادی  

را با تیراژ۱۰۰۰ روانه بازار فروش کرد.

 

علاقمندان به خرید کتاب می توانند. آن را در شهر های

تهران:پخش کتابیران

لرستان

تهران:کتاب فردا

تبریز:کتاب مگنا

بیابند

یا با شماره:09159224320

(مدیر مسئول چاپ و نشر ایران و نشر ارسطو)تماس حاصل فرمایند.

 

پست ثابت است بفرمایید پایین

 

ادامه نوشته

دیوار بتنی

دلم یک دیوار بتنی می خواهد.حاضرم حتی هزینه بکنم و یکی برایم بسازدش .محکم محکمش را.

منی که سر و تهم را می زدی پاتوق آسمان بودم.

منی که اگر امیرخانی پایش را از تهران بیرون می گذاشت خبر داشتم.

همین من

 باید رضا امیرخانی بیاید بیخ گوشش و نفهمد؟

همیشه خدا هر خبری پاتوق آسمان بود من خبر داشتم.همیشه خدا رضا امیرخانی هر جا می رفت توی سایتش اطلاع رسانی می کرد.

حالا باید امیرخانی بیاید یزد و برود پاتوق آسمان و من خبر دار نشوم.سایت خود آقا رضا خبررسانی نکند که هیچ بچه های پاتوق هم مرا یادشان برود و خبرم نکنند.

یک هفته مثل بچه آدم نشستم پای کنکور ارشدم  و از خانه بیرون نرفتم .شد هر آنچه نباید می شد.

لطفا یک دیوار بتنی بدهید من تا محکم سرم را بکوبم بهش.

یه دیوار بتنی

 نبود؟

دارم دیوانه می شوم.

........................................

آقای امیرخانی از عمد بر چسب این پستم را می زنم قیدار تا خیلی غیر مستقیم پیغامم به دستتان برسد.چون می دانم قرار است پستم به خاطر قیدار برود لای- انچه در وب راجع به قیدار نوشته اند- وبتان

مرا به خاطر دارید ؟همان جوان یزدی ای که داستانش را برایتان فرستاد تا بخوانیدش و شما خواندیدش و نظرتان را در موردش فرمودید.

بله من سید مرتضی میر عزآبادی هستم.نقی را چاپ کردم و نقص هایی را که شما در خط خطی هایم با نگاه استادانه تان دیده بودید  تا حدی اصلاح کردم.به زودی نسخه منتشر شده اش را به خاطر همین اتفاقی  هم که افتاد حضوری به دستتان می رسانم.تا دل بچه های پاتوق آسمان بسوزد و جزغاله شود تا وقتی این مراسم ها توی پاتوق آسمان برگزار شد مرا هم خبر دهند.

  با خودم در همین لحظه و ثانیه و دقیقه و ساعت عهد می بندم تا مرا به شاگردی قبول نکنید  و نشوم شاگردتان دست بردار نباشم.